فرزند بیشتر، زندگی بهتر
478 بازدید
تاریخ ارائه : 7/23/2012 11:19:00 PM
موضوع: جامعه شناسی

یک زمانی وبلاگی به نام پایگاه فرهنگی آخرین وارث داشتم. در این وبلاگ به انتقاد از تفکّر «فرزند کمتر زندگی بهتر» این مطلب رو نوشتم.

» یک دو سه آزمایش می شود، یک، دو، سه. خب. بسم الله الرحمن الرحیم، خوشآمد می گم محضر همه دوستان بلاگر و احیانا دوستانی که  وبگردی می کردنُ گذرشون از اینجا گذشت.
نظر خواهران و برادران عزیز رو جلب می کنم به مناظره ای که بین دکتر ناصر حقیقت جو و دکتر جلیل خیالباف، در مورد «تعداد فرزند» برگزار خواهد شد. این دو بزرگوار از اساتیدی هستند که اولین کتب در زمینه کنترل جمعیت رو قلم زدند، که کتب ایشان از دوران دولت سازندگی تا هم اکنون در دانشگاه های سراسر کشور تدریس می شود. لازم می دونم تشکر کنم از مدعوّین گرامی که دعوت ما رو پذیرفتند و افتخار میزبانی رو به دانشکده مهندسی فرهنگی دانشگاه تهران دادن. قبل از شروع باید بگم اینجانب به عنوان مجری، کاملا بی طرفم و اگر احیانا حرفی زدم کاملا بی منظور هست.
 گوش می دهیم به سخنرانی دکتر حقیقت جو... ببخشید. گوش می دهیم به مناظره ای که قراره بین دکتر ناصر حقیقت جو و دکتر جلیل خیالباف بر قرار شود. خُب چون دکتر حقیقت جو مقدم هستن از ایشون شروع می کنیم، لطفا خودتونُ معرفی کنید و سخنتونُ شروع کنید:
دکتر حقیقت جو: سلام، بی مقدمه بگم من خودم به عنوان کسی که مخالف کنترل جمعیّت هست، پنج تا فرزند دارم که سه تاشون دخترن و اگه تا حالا ازدواج نکردن بخاطر اینه که تازه به سن ازدواج رسیدن... 

دکتر خیالباف: ببخشید جناب دکتر، من هم مثل شما عیال وارم، من خودم هفت فرزند دارم که هر هفتا دخترن. با اینکه سن ازدواجشون گذشته امّا هیچ کدومشون ازدواج نکردن. به نظر من، کنترل جمعیت بهترین راه پیشگیری از تاخیر در ازدواج هست.
دکتر حقیقت جو: ای آقا،  ما که نیومدیم ریشه تاخیر ازدواج رو بررسی کنیم. اومدیم ببینیم آیا اینقدر که میگن «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، «دو بچه کافی است» و «فرزند کمتر، سلامتی بیشتر»، اینها واقعیت داره یا نه؟ اصلا ریشه این افکار از کجا آب می خوره؟ از تفکر اسلامی یا جایی دیگه؟


دکتر خیالباف: به هر حال با وجود فقر و فساد زیاد در اجتماع که خودش باعث تاخیر در ازدواج شده، وجود بچه اضافه، واقعاً مشکل و طاقت فرساست و اینکه چی می تونیم تربیت کنیم مهمّه ، نه اینکه چند تا پس بندازیم .
دکتر حقیقت جو: جناب دکتر خیالباف به نظر من فقر و فساد نمی تونه بهانه خوبی برای کنترل جمعیت باشه. پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع)، مسلمانان رو به داشتن فرزندان بیشتر جهت افزایش شمار مسلمانان و قوی شدن اونها در برابر دشمنان تشویق می کردن. حتی به برخی که به سبب فقر مالی و نرسیدن به تربیت فرزندان از داشتن فرزند بیشتر خودداری می کردند، توصیه می نمودند که جلوگیری نکنن. همچنین قرآن خطاب به مردم جاهلی عصر پیامبر می گه: نه بخاطر فقر،«مِنْ إِمْلاقٍ» و نه بخاطر ترس از فقر،«خَشْیَةَ إِمْلاقٍ» بچه‌هاتونُ نکشید، لازم نیست شما غصه روزی اونا رو بخورید، روزی شما و اونا با ما «نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ». چه تضمینی از این بالاتر؟ اگه علمای بزرگواری مثل آیت الله سبحانی معتقدند کنترل جمعیت امری ضد قرآنی است و با طرح دکتر احمدی نژاد در افزایش جمعیت خوشحال میشن و از ایشون تشکر میکنن، بخاطر همین هست که این شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بر خلاف مبانی قرآن هست.
دکتر خیالباف: درسته ولی با این وضع جامعه، نمیشه دست روی دست گذاشت و به امید رسیدن روزی بود. رزق و روزی دادن هم الکی نیست، اگر خداوند میخواست به مردم الکی روزی بده، دیگه نمیگفت مردم تلاش کنن. خودش از غیب برای مردم روزی می فرستاد.
دکتر حقیقت جو: مشکل ما اینه که بعضی فکر می کنن، خودشون قراره روزی رسون فرزندانشون باشن. مثل اینکه قراره همه چلاق به دنیا بیان. گاهی هم توی مسئله رزق و روزی شک و تردید داریم. فردی را می شناسم که پیرو اثرات تلقینی سیاست کنترل جمعیت، با وجود اون که 8 سال از ازدواجش می گذشت جرأت بچه‌دار شدن رو نداشت. روزی در مجلسی، یه پیرمرد بی سواد سخنی گفت که ترس این فرد رو برای همیشه از بین برد. پیرمرد گفت: «ما آدم‌ها که مخلوق خداییم و عقلمان نسبت به خدا ناقصه، وقتی برای خریدن نان به نانوایی می ریم تعداد افراد خانواده را محاسبه کرده، ضرب در تعداد نان مصرف شده توسط هر نفر در روز می کنیم؛ سپس به تعداد مورد نیاز نان می‌خریم. زن و شوهری که تا به امروز دو نفر بوده اند و خدا به عنوان عقل مطلق رزق دو نفر را به آنها می داده، مگر می شود بچه‌دار شوند و خدا رزق افراد جدید را محاسبه نکند؟
دکتر خیالباف: حرف شما کاملا درست. اما سئوالم اینه که آیا با شرایط امروز اقتصادی ایران، می توان دل به دریا زد و چند بچه به دنیا آورد؟ با کارگر جماعت تا به حال سر و کله زدین؟ دیدین که ساعت 6 صبح میاد و ساعت 6 غروب میره و  خیلی بگیره  400تومن حقوقش میشه که فقط نصفش می خواد بره برای اجاره خونه. حالا فرض کنید این آقا هفت هشت بچه هم داشته باشه، وضعشون چطوره؟ به قول قدیمیا: مسجد شاه چراغونه، بچه گدا فراوونه.
دکتر حقیقت جو: من در مورد تضمین رزق و روزی قبلاً گفتم، در مورد توصیه معصومین به کثرت فرزند هم گفتم، به شما توصیه می کنم که فصل هفتم از باب چهارم کتاب حلیه المتقین رو هم مطالعه کنید. ما دیدگاه توحیدیمون رو از دست دادیم. هرجا به نفعمون هست دین را می پذیریم و هر جا به نفعمون نیست نمی پذیریم. همه چیز رو با عینک مادی و دنیوی می بینیم. دیگه نمی خوام دوباره در مورد نترسیدن از رزق و روزی صحبت کنم. فقط همینُ بگم، به قول شهید آوینی: «هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند!» مشکل اینه که ما به باور نرسیدیم. مشکل اینه که ما فقط با دید مادی نگاه می کنیم. پس از روی کار آمدن دولت سازندگی، سیاست کنترل جمعیت با این نگاه به اجرا در اومد و رواج پیدا کرد. شهید سید حسین علم الهدی اگه میگه «ما عاقلانه فکر می کنیم و عاشقانه عمل می کنیم» یعنی فقط عقل ناقص ما کافی نیست بلکه عشق و باور هم لازمه.
دکتر خیالباف: ای آقا با این حرفا که مشکلات حل نمی شه. آخه نمیدونم چرا اینقدر اصرار می کنید، وقتی مشکل بیکاری جوونا رو می بینید. منطقی نیستید اصلا. یه تفکر اینجوری اوایل انقلاب حاکم شد که آخرش به انفجار جمعیت منجر شد. از سالهای 59 تا 67 این بچه ها به هر جایی می رسیدن دچار کمبود امکانات می شدند، وارد ابتدایی میشدن مدرسه ها سه نوبته میشد، وارد راهنمایی میشدن همینطور. میترسم موقع مردنمون هم قبرستون کم بیاد! بعید نیست. خلاصه به همون یکی دو تا بچه قناعت کنید انشا الله خدا نسل صالحی به هممون عطا کنه. مهم کیفیت هست نه کمیّت!
دکتر حقیقت جو: اولاً: بنابر نظر شما، درسته که یه زمانی شاید امکانات مملکت کم بوده، امّا این دلیلی نمی شه دیگه کنترل جمعیت بیش از حل نیاز صورت بگیره تا حدّی که باعث اتلاف امکانات بشه و معاون دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بگه: بیش از 200 هزار صندلی خالی در دانشگاه های کشور وجود داره. ثانیاً: در مورد کیفیت هم که گفتین، چند روز پیش خاطرات یکی از شهدای بسیار پر آوازه ی جنگ را می خوندم. هشت تا بچه داشت. وضعیت امروزشون را هم که می گفت همه تحصیل کرده یا در حال تحصیل بودن .ولی الان خانواده هایی رو می بینم با یکی دو تا بچه، نمی تونن بچه ی خودشونُ کنترل کنن. بهتر نیست بالا بردن کیفیت را به اخلاق و ارزش پدر و مادر نسبت بدیم، نه به پایین آوردن کمیّت؟؟؟ بهتر نیست به جای کنترل جمعیت، به فکر بالا بردن کیفیت تربیت فرزندان باشیم نه کاهش جمعیت؟ آیا کنترل جمعیت یا به عبارتی کاهش جمعیت، فرار از تربیت مناسب نیست؟
دکتر خیالباف: بله جناب دکتر، من صحبتای قبلی شما رو هم که در مورد آیات و روایات گفتید قبول دارم. اینا همه محترم، امّا نباید فراموش کنیم که هر سخنی یک زمان و مکان رو می طلبه که به بار بشینه. فکر کردین قرون وسطا است که هرچی آدم بیشتری داشته باشیم، سرباز بیشتری داریم تا صفوف رو پر کنن؟ در زمان پیامبر(ص) که جمعیت و شمشیر و این چیزا حرف اوّلُ می زد، تعداد زیاد مهم بود امّا در عصر امروز، یک دانشمند به اندازه هزاران مسلمان ارزش داره، در آیه قرآن هم داریم: «ابراهیم به تنهایی امتی بود مطیع فرمان خدا». پس بازم ضرورتی نداره به تعداد زیاد فکر کنیم، مهم کیفیت تربیت فرزندان هست.
دکتر حقیقت جو: من فکر می کنم الان کثرت جمعیت هم، در سیاست حرف اوّل رو می زنه. سوال من از شما اینه: چرا اسرائیل داره زنان اسرائیلی رو تشویق می کنه به زاد و ولد حداقل 8 فرزند؟ و چرا با این حال، برخی از مؤسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیانی که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند رو با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» به کاهش زاد و ولد دعوت می کنن؟ چرا صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی رو به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت اسرائیل، تشویق می کنن؟ این صهیونیستها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن رو به افزایش نسل یهودیان آرتدوکس جهت بیشتر شدن جمعیت قوم یهود در سرزمین های اشغالی ترغیب می کنن. نظریه پردازان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف در سخنان خود به نقش مؤثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنن. این طیف معتقدند زنانی برای اسرائیل مفیدترند که صاحب 8 فرزند باشن، زیرا در این صورت است که اسرائیل می تواند از نظر «دموگرافی» بر فلسطینیان برتری داشته باشد.  همه اینها یک حرکت سیاسی هستن، اونوقت به ما می گن «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، ما هم میگیم چشم. حالا وقتش نرسیده که از خودمون بپرسیم: آیا در این سه دهه با کنترل و به تعبیری کاهش چشمگیر جمعیت، بهتری شامل حال مردم شده است و به عبارتی آیا شعار فرزند کمتر زندگی بهتر تحقق یافته یا خیر؟ آیا زندگی مردم بهتر شد؟
دکتر خیالباف:  تا یه چیزی میشه شما گیر میدین به استکبار جهانی و اسرائیل! خنده داره. بدبختی ما از خود ما است دوست عزیز! اگر هم ما این طرح کنترل جمعیت رو اجرا کردیم بخاطر این هست که باعث آرامش و بهتر بودن زندگی میشه. امیرالمؤمنین(ع) هم می فرماید: «قلّة العیال احدُ الیسارین»( نهج البلاغه، حکمت‏ها و کلمات قصار، شماره 141.) «اندک بودن تعداد زن و فرزند یکی از راه‏های تأمین آسایش است». علاوه بر این، سان تایمز نقل کرده:بررسی‌ها نشان می ده مادرانی که تعداد فرزندان کمتری دارن از نظر سلامت عمومی و طول عمر در وضعیت بهتری قرار دارن. محققان آمریکایی بر روی 12 هزار زوج که از سال 1860 تا 1985، در مجموع صاحب 174 هزار کودک شده بودند، مطالعه کردن. نتایج نشان داد هرچه تعداد فرزندان در خانواده افزایش پیدا کند، سلامت والدین بخصوص مادر، بیشتر در معرض خطر قرار می‌گیره. پس حد اقل فرزند کم سبب آرامش و سلامتی بیشتر میشه، یعنی: «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «فرزند کمتر، سلامتی بیشتر».
دکتر حقیقت جو:  اوّلاً: در مورد سخنی که از امیر المومنین(ع) نقل کردین باید بگم: «عیال» در لغت‌ عرب،‌ به‌ معنی‌ فرزند نیست‌ بلکه به معنای نانخور هست. چه‌ بسا که اشخاصی مثل خادم‌ و خادمه‌ و شاگردان‌ کسب‌ و غلام‌ و کنیز رو هم شامل میشه، و همچنین شامل تکفّل‌ مخارج‌ اشخاصی‌ از اقوام‌ و محارم‌ و زوجه‌ و ... که‌ تحت‌ سرپرستی انسان‌‌ زیست‌ می کنند می شه. بنابراین هیچ منافاتی‌ نداره که‌ تشویق‌ به کثرت‌ فرزندان ‌ بشه؛ با وجود این‌، توصیه‌ بشه‌ که‌ هر چه‌ انسان‌ بتواند افراد تحت‌ عیلوله‌ خویشتن‌ را کم‌ کنه تا آرامش انسان زیاد بشه. ثانیاً: در مورد « فرزند کمتر، سلامتی بیشتر» باید بگم: لازم نیست هر مادری 10، 12 فرزند بیاره، که سلامتیش به خطر بیفته. ما میگیم نه اینطوری، نه به یکی دو تا اکتفا بشه. دیگه فکر نکنم با4، 5 تا فرزند سلامتی مادران تهدید بشه.
مجری: ببخشید آقای خیالباف، شما قبلا گفتید ما باید به تربیت مناسب توجه کنیم نه تعداد فرزندان. آیا این سخن شما مربوط به شرایط خاصی می شه؟
دکتر خیالباف:  من باز هم نظر همینه. امروز علم حرف اوّل رو میزنه. اگه ما چند دانشمند داشته باشیم برتری داریم بر جامعه ای که هزاران بی سواد داره.
 دکتر حقیقت جو: جناب دکتر، الان تنها علم کافی نیست. امروزه در محاسبات سیاسی و در انتخاباتهای کشوری گروه، حزب و مذهبی پیروز می شوند که از اکثریت جمعیت برخوردارند. امروزه اهل سنُت، به صورت رسمی و غیر رسمی تبلیغ می کنند که حداقل دو زن و بیست بچه داشته باشید. خودشان در سخنرانی ها تصریح می کنن که با این کار می خواهیم به مرحله ای برسیم که به کشوری سنی مذهب داشته باشیم. اگر فقط یک بار به سیستان و بلوچستان سفر کنید، خواهید دید که تبلیغ 4 زن گرفتن و تکثیر نسل چقدر بین اهل تسنن مشهور و مورد عمل است. نرخ رشد جمعیت در برخی مناطق سنی که اطلاع دارم 7% است ولی در مناطق شیعی بین 1% تا 3/1% است.
در برخی روستاهای مختلط نشین (شیعه و سنی نشین) وضع فاجعه بار است. مثلاً روستایی را سراغ دارم که در گذشته 65%آن را شیعیان و 35% راسنی ها تشکیل می دادند امروزه 86% را سنی ها تشکیل می دهند. مهاجرت اهل سنت سرازیر شده از شهرهای خود به شهر های شیعه نشین برای تغییر بافت جمعیتی نیز انکار ناپذیر است. درشهرهای فراوانی، مناطق بلوچ نشین تشکیل شده است. در مشهد در یکی ازشهرکها دو مدرسه وجود دارد دبستان و راهنمایی دخترانه و نیز دبیرستان دخترانه. دبیرستان دخترانه 80 % شیعه و 20 % سنی دارد ولی دبستان و ابتدایی دخترانه 80 % سنی و 20 % شیعه دارد می‌دونید راز اختلاف چیه؟ از زمانی که کنترل جمعیت در کشور باب شد و شیعیان کم فرزندی را پیشه خود کرده و سنی ها افزایش جمعیت را شعار خود قرار دادند. من با دید جامعه شناسی نه دینی مسئله را بررسی می کنم و می گویم اگر کاهش رشد جمعیت شیعه این چنین ادامه یابد در فاصله دو دهه دیگر باید شاهد کشتار شدید شیعیان در ایران توسط نیروهای انتهاری وهّابی باشیم. این مسئله دقیقا در عراق هر روز اتفاق می‌افتد. می‌دانید که تقریبا تمام کشته شدگان حملات انتهاری در عراق شیعیان هستند و قاتلان تقریباّ همیشه وهابی ها بوده اند. این حکایت قبل از عراق در پاکستان تکرار شده بود. البته در این دو کشور شیعیان به دست خود رشد جمعیت خود را کاهش نداده اند. تصمیم به کنترل جمعیت یا رشد آن تنها به جیب و پول ما گره نمی خورد بلکه مسائلی مانند امنیت و مشارکت اجتماعی و آرامش نسل آینده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. حالا سوال من اینه که تا حالا چه سودی در طرح کنترل جمعیت دیدیم که هنوز می خوام به این راه ادامه بدیم.
مجری: جناب دکتر حقیقت جو، چرا شما اینقدر اصرار به حذف این طرح از صحنه جامعه دارید؟ مگه توی این مدت چه ضرری داشته؟
دکتر حقیقت جو:  سیاست کنترل جمعیت یکی از عوامل بی میلی جوانان به ازدواج و ترس آنان از تشکیل خانواده است. در کشورهای غربی بعد از اجرای سیاست های کنترل جمعیت، جوانان به سمت روابط آزاد رفته و دیگر تشکیل خانواده رو امری ضروری نمی دونستند. رد پای شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» رو در 65 هزار و 505 مورد طلاق رخ داده در شش ماهه نخست سال جاری می توان یافت. رد پای این شعار را در ترس جوانان از ازدواج، دوستی های نامشروع و فسادهای ناشی از آن هم می توان جست. ظاهرا دیگه صرف نمی کنه جوونا بخاطر یکی دو بچه ازدواج کنن. البته سال 86 بود که نشریه تایمز در مطلبی با عنوان «صدای گریه باید از اروپا بلند شود، لطفا بچه بیشتر به دنیا بیاورید» به انتقاد از سیاست های کنترل جمعیت در اروپا پرداخت و اون رو تهدیدی برای آینده این قاره دونست. بالاخره این بازی رو خودشون شروع کردن ولی دیگه دیدن بی فایده است امّا ما حالا حالاها باید سرگرم باشیم. همینطور که می دونید، این طرح اولین بار توسط یک کشیش انگلیسی به نام مالتوس مطرح شد که با واکنش‏های متفاوتی از سوی کلیساها مواجه شد...
از شما چه پنهان، بالاخره این مناظره هم تمام شد و ما بعدها باخبر شدیم، جناب دکتر خیالباف نظرشون عوض شده، ضمناٌ دوتا از دختراشون هم به خونه بخت رفتن. دیگه ازین پس، یه جورایی این دو دکتر عزیز با هم قوم و خویش شدن.